Saturday, 18 February 2017

پرویز نیکخواه و بیماریِ فرهنگیِ تهمت - و- افترا - چون - نقل - و- نبات





 دیرور متوجه شدم که اکنون مطالب بیشتری در مورد پرویز نیکخواه منتشر شده، حتا شرح حال او در «ویکیپدیا»، شرح حالی مزخرف با ۱۰٪ «فکت» و ۹۰٪ پندارهای عموماً نادرست، از جمله اتهام همکاری نیکخواه با ساواک و با شکنجه گری ساواک که دیروز در اینجا و آنجا خواندم و حالم  گرفته شد. این اتهامات با شناختی که من از نیکخواه دارم مضحک و کاملا بی پایه مینماید و من که از نزدیک،  یکی دو سال، همکار او بودم میتوانم شهادت خلافِ این اتهامات زشت و بی اساس را بدهم 

نه اینکه او با سازمان امنیت کشور همکاری نکرده بوده باشد. من هم مثل هر آدم عاقل و مسئولی ملاحظه میکردم. آدمهای خوبِ ساواک را احترام میگداشتم و با پفیوزهایشان هم در میفتادم. یکیشان را هم در ابتدای دوران ترورهای انقلابی در خانه ام مخفی کردم. انسانی شریف، جناب فریبرز فرزانه، که در ساواک مترجم بود. و خروج ترسناک و هیجان انگیز ایشان از کشور را نیز از منزلم تا فرودگاه تهران همراهی و بدرقه کردم. و بر عکس با پفیوزهای ساواکی هم برخورد کرده در همان محل کارم ورودشان را به سالنِ کار «گروه بررسی مطبوعا ت خارجی» که سرپرستیش را داشتم و ۱۰ نقری در ان کار میکردند ممنوع کردم و دیگر آن ساواکی پفیوز تا وقتی من آنجا بودم پا به آنجا نگذاشت - و نیکحواه پشتیبان من شد نه پشتیبانِ آن ساواکیِ گردن کلقت. من و مطمئناً پرویر نیکخواه نیز منتقد ساواک بودیم نه معاند آن سازمان. با دخالت نابجا و زیاده از حد ساواک وسواستفاده های بعضی عوامل آن مخالف بودیم، نه با اصل وجود سازمان امنیت
مردم ایران - ایرانیان - باید بفهمند که در هیج اداره ای، چه ساواک چه ساواما، چه پلیس، چه ارتش، جه مدرسه و دانشگاه، چه در ارکان دولت، جه بین آحاد ملت، چه راننده، چه و چه و چه... چه در زندان و در میان زندانبانان، خوب و بد هست، در همه جای دنیا، نه فقط ایران. مردم باید بفهمند که در همه کشورهای دنیا سازمان امنیت و پلیس و شهربانی هست. همه مردم میباید به نوعی با دولت همکاری بکنند اگر نه که امنیت کشور برقرار نمیشود. اما شکنجه؟ اما لو دادن؟‌ اما همکاری فعال و پاداش بگیر؟ چنین چیزی نه در شخصیت متین نیکحواه بود، نه در رفتار و کردارش، نه از گفتگوهای متقابلمان استنباط میشد و نه از پرسشهائی که ساواک از من کرد برمیآمد 

پرسشهای ساواک از من در باره وضعیت محل کار«گروه تحقیق» سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران، که نیکخواه ریاستش را داشت، با چنین اتهاماتی که بعضیها مثل طوطی به او نسبت میدهند اصلاً وابداً جور در نمیاید. این پرشسها که بعضاً شگفت انگیز بود، نشان میداد که، بالعکس، ساواک او را هنوز زیر نظر داشته به او اطمینان نداشت و انگار حتا به من که برای نخستین باربرای بازجویی احضار شده بودم بیشتر اطمینان داشتند تا به او. 

گواهی خانم مهشید امیر شاهی در انشایشان از شخصیتِ پرویزنیکخواه که دیروزدر انترنت خواندم، دقیقاً با تجربه من از آن مردِ میهندوستِ فرزانه، از آن انسانِ متین و پاکدل و دوستداشتنی و قدری هم محجوب و خجالتی، مطابقتِ کامل دارد. نوشته ایشان در باره شخصیت دوستداشتنی پرویر نیکخواه و مظلومیت او اشک آدمی را در میاورد. شرم بر آنانی که چنین سهل و آسان چه از روی غرض چه از روی نادانی و نا آگاهی و یا ظاهر بینی و سطحینگری به ترور شخصیت میهندوستانِ ایران و آزادیخواهان و پویندگانِ راه آزادی و آبادی و سربلندی ایرانِ بزرگ مبادرت 
میورزند که گاه به اعدام فیزیکیِ فرزندانِ پاکِ ایرانزمین و فرزانه ای چون پرویز نیکخواه منجر میشود

http://www.iranliberal.com/Maghaleh-ha/Mahshid%20Amirshahy/Mahshid_Nikkhah.htm

 شجاع الدین ضیائیان ، تورنتو، ۱۶ فوریه ۲۰۱۷، ۲۷ بهمن

No comments:

Post a Comment