منهم از سخنان «ظریف» خشنودم، وخوشحالم که کم کم عقل بر مدیریت خارجی و حتا داخلی ما حاکم میشود. اگرامروز مینویسند: «ظریف، مردی که حرفهایش را باید با آب طلا نوشت»، دوست دارم بدانم که به سال ۱۳۵۷-۱۳۵۸ ایشان چه میگفت. دلم میسوزد که حرفهای مرا آنزمان کاشکی فقط گوش میدادند، آب طلا پیشکش.
به عنوان کارشناس واحد خبر سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران که به اشغال انقلابیان اسلامی در آمده، تبدیل به «صدا و سیمای جمهوری اسلامی» شده بود، در انجام وظیفه ام که یکی از آنها نوشتن تفسیرهای سیاسی و اقتصادی کارشناسانه برای پخش از رادیو بود، در همان ابتدای کارِ دولت اسلامی- ملیِ موقتِ مهندس مهدی بازرگان، تفسیری نوشتم در انتقاد محکم از برنامه لغو قراردادهای خرید جنگ افزار، از جمله پیشرفته ترین هواپیماهای جنگی از آمریکا (که دولت شاهنشانی پولش را هم پیشپرداخت کرده بود). با شرح جرئیات یاد آور شده بودم که دولت عراق دارد به سرعت مسلح میشود و از «شرق» و «غرب» جنگنده های «میگ» (از روسیه) و «فانتوم» (از فرانسه) میخرد و زرادخانه عظیمی فراهم آورده که چون طبعاً نه قصد حمله به «شرق» دارد نه به «غرب»، نوشتم که همه شواهد نشان میدهد که هدف او ایران و تصرف خوزستان است که نامش را هم «عربستان» گذاشته بود.نظر کارشناسانه ام را صریحاً نوشتم که در صورت لغو این قرارداد خرید جنگنده ها، صدام را به حمله به ایران تشویق و دعوت میکنید.
آقایان رئیسان جدید بنده که یکیشان، جناب تابشیان، با نعلین سر کار میآمد و دیگری، آقای احمد عزیزی، که، به رغم جوانی و ندانم کاری به سرعت در شمار زعمای قوم در آمد، به رغم احترام یا نیمچه احترامی که به من میگذاشتند، به تفسیرهای من که با ایدئولوژی وقت سازگار نبود طبعاً روی خوش نشان نمیدادند. این تفسیر هم مثل بیشتر تفسیرهای دیگرم پخش نشد. (چون در مورد هر نوشته ی کارشناسانه ی من مهاجه میکردند، گفتم پس تفسیرهای خودتان را خودتان بنویسید و تقاضا کردم به بخش برونمرزی صدا و سیما و برنامه فرانسوی زبان آن منتقل شوم که درآنجا به ترجمه سخنان زعمای اسلامی از فارسی به فرانسوی و گویندگی آنها از رادیو بپردازم، که فوراً موافقت شد و خیلی زود سرپرست آن برنامه شدم).
باری، آقای ابراهیم یزدی وزیر خارجه دولت موقت، که شدیدا خواستار این کار بود، قرارداد خرید اسلحه را لغو کرد، افسران ارتش را هم که اتقلابیان (از جمله همین جناب «یزدی» بیمعرفت، که دیدیم چگونه در یک برنامه پخش تلویزیونی زنده به سپهبد رحیمیِ بازداشتشده، پیش از اعدام این افسر وظیفه شناس، تشر میزند) به خاک سیاه نشانده بودند و چند ماه بعد، در شهریور همان سال، تهاجم همه جانبه ارتش صدام حسین به خاک ایران آغاز شد. کاملا قابل پیش بینی بود. آقای احمد عزیزی هم بعداً در قرارداد الجزیره، همراه با آقای بهزاد نبوی از کیسه ایران به آمریکا بذل و بخشش کرد و وقتی صدای اعتراض در ایران بلند شد، حضرت امام خمینی در دفاع از آقایان فرمودند «اینقدر چرتکه نیندازید!».
حالا من از آقای ظریف، وزیر محترم خارجه و جناب آقای خامنه ای، مقام معظم رهبری، در تقویت بنیه پدافند ملی تشکر و پشتیبانی میکنم. اما آن را کافی نمیدانم. ما نیاز به تغییر قانون اساسی کشور داریم تا یک ایران آزاد با برابری حقوقی همه شهروندانش (زن و مرد، مسلمان و غیر مسلمان) در رهبری جهان، برای خلع سلاح عمومی و پایه ریزی ساختارهای یک صلح جهانی پایدار و تلاش در تضمین ادامه حیات نبات و حیوان و انسان در این کره زمین، نقش پیشتاز و رهبری گیرد. نه تنها ایرانیان که جهان به یک ایران بزرگ آزاد و مهربان نیارمند است.
برای حرفهای ظریف وزیر خارجه اینجا کلیک کنید.
برای حرفهای ظریف وزیر خارجه اینجا کلیک کنید.