وقتی نیاز به استفاده از حروف رومی هست متعصب و منفی نباشیم
تاکید میکنم : من نمیگویم خط فارسی-عربی را کنار بگذاریم. بلکه میگویم (۱) وقتی نیاز به استفاده از حروف رومی (لاتین) هست متعصب و منفی نباشیم. بدانیم که زبانها و فرهنگهای اروپایی بدون آورده های ایران و هند و یونان وجود نمییافت. مگر نه اینکه شمارش فرنگی 1, 2, 3, …9, 10همان ۱، ۲، ۳، …۹ و ۱۰ ماست که از اینجا به آنجا رفته؟ مگر نه اینکه حروف «ابجد» (ا ب ج د) همان (a, b, c, d) است (در اصل c برابر «ج» بوده است). مگر نه که «الفبای» ما همان «alphabet» فرنگی است. پس الفبای رومی - لاتین را بیگانه نپنداریم و از آنِ خود و مال خود بدانیم و آن را خط «پارسی-رومی» بنامیم. این کار را هم در مواردی میکنیم. مثلاً در گذشته که هنوز اینهمه وسیله های ارتباطی نبود، همه «تلکس» هایی که به فارسی میفرستادیم و میگرفتیم به خط رومی (لاتین) بود. امروز هم مثلاً برای نام جاده ها و شاهراهها در ایران ما این کار را میکنیم و به هر دو خط مینویسیم، چه اشکالی دارد که هر جهانگردی از هر جای دنیا، حتا برای ۲ روز هم که در ایران هست یا با اتومبیل از ایران گذر میکند بتواند علایم جاده ها را بخواند؟ یا در همین فیسبوک مگر اکثر ایرانیان با حروف لاتین (رومی) نامشان را نمینویسند و اشکالی دارد؟ (۲) میگویم وقتی از حروف رومی استفاده میکنیم فینگلیش ننویسیم، به آواشناسی انگلیسی ننویسیم، افتخار به زبانِ انگلیسی یا فرانسوی دانستن یا ناخودآگاه افتخار به انگلیسی بودن و فرنگی بودن نکنیم، بلکه تا جایی که میسر و آسان است و میتوانیم، از فونتیک بین الملل، از آواشناسی بین الملل، که مورد قبول و تصویب بین الملل یعنی همه کشورها و همه زبانها قرار گرفته، استفاده کنیم. میدانم چقدر ما زیر نفوذ این دو زبان به ویژه زبان انگلیسی هستیم و تغییر در عادت چقدر دشوار است، اما اگر هدفمان یک ایران آزاد و آباد و آرام و سربلند و پیشتاز در برقراری صلح جهانی و در نجات انسانیت از زورگوئیهای انگلیسی -آمریکایی و عربی- اسلامی است (مخالفت با «زورگوئی» و نه مخالفت با انگلیس و آمریکا و عرب و اسلام)، باید قدری هم زحمت بکشیم و خیلی از عادتهایمان را تغییر بدهیم و این صرفاً یکی از آن عادتها ست. مثلاًِ برای نوشتنِ «نیلوفر»:
فونتیک انگلیسی : Niloofar / Neeloofar با فونتیک فرانسوی : Niloufar
بلکه بنویسیم : فونتیک بین الملل : Nilufar
التبه وقتی اسم یگ شخصی جا افتاده دیگر تعصبی در تغییر آن نباید و نشاید. اما اگر تابلوی جدیدی میخواهیم بزنیم برای مثلاً «سوسنگرد» و به دنبال برابر رومی-لاتین آن هستیم، ننویسیم Soosangerd, یا Soussangerd بلکه بنویسیم Susangerd. برای «میبد» ننویسیم Meyboad (فینگلیش) بلکه خیلی ساده بنویسیم Meybod (پارسی -رومی) که بین المللی است و ساده تر و درستتر و کوتاه تر و با صرفه تر و صلحجویانه تر (چرا به انگلیسی و نه آسپانیایی، ایتالیایی، فرانسوی، آلمانی...؟). باید بگویم که من ابداعاتی هم اضافه کرده ام مثلاً حرف «x» را برای «خ» به کار گرفته ام به جای «kh» که مرسوم است. برای «ق » و «غ» چون در فارسی هر دو را به یک آوا و صدا تلفظ میکنیم صرفاً از حرف «q» بهره میگیرم به جای «gh» که مرسوم است. البته «خمینی» را شاید همان Khomeyni بنویسیم که در دنیا جا افتاده و نه Xomeyni گرچه هر دو از نظر من قبول است و دومی را بیشتر میپسندم. نمونه های دیگر با توضیحات مفصلتر در کتابی، که اگر زنده ماندم و فرصت شد، توضیح دهم (۷۳ سال دارم و ۶ ماه است که تحت شیمی درمانی، در حال معالجه سرطان هستم، تا چه پیش آید). در اینجا اضافه کنم که گاه (نه همیشه) برای اینکه بین حروف صدادار «آ» ی با کلاه و « اَ » (فتحه) تشخیص دهیم روی «a» کلاه یا اکسنت میگذارم. مثل «انار» = anar یا anâr یا anàr هر سه قبول است ولی: اثر = asar و لزوم تمایزش با آثار= âsâr را توجه کنید. گاه به جای «آ» مینویسم «اَ» مثلاً برای برابرِ «شما» مینویسم shomâ یا shomo یا shoma ، هر سه شکل قبول باشد.
مرسی و روز و شبتان خوش mersi o ruz o shabeton xosh
