Thursday, 31 May 2018

Hope or No Hope for a Free Iran? Interview with a taxi driver

May 31, 2017

Today I took Uber to go to the hospital, 40 minutes drive. The driver was an Iranian in his late 30s or early 40s, who had moved over a year ago to Canada. Of course, we talked about Iran, and of course, it turned into politics and the recent presidential election. I asked him what is his ideal for Iran, deep inside. He said a free Iran, prosperous, peaceful, and in good relations with the rest of the world. I told him that's exactly what you should vote for: ''a free, peaceful, prosperous Iran''. He favored Rouhani and didn't want Raisi to get elected. He dislikes/hates Khamenei. I told him that I differ and that in my opinion, Khamenei is a scapegoat for Iranians' shortcomings, as was the Shah too. I added that Rouhani is just a formidable demagogue, and was about to give him some examples of Rouhani's demagogy. He cut me short, and instead brought up the 1388 (2009) presidential elections and said they cheated against Moussavi, and the Supreme leader Khamenei cheated to have Ahmadinejad re-elected. He told me ''people like you who far away do not understand what is really going on in Iran.'' I argued that I checked the website of the Ministry of Interior under Ahmadinejad, right after the announcement of the election results, a website which was fully transparent, clear, well organized, contrary to the present Ministry of Interior website under M. Rouhani that is opaque, dark, unintelligible, incomplete, as for the results of the elections. In 1388 (2009), everything seemed normal to me, and as expected, for example in northern opulent Tehran clear majorities had voted for Moussavi and in Southern much poorer Tehran for Ahmadinejad, as I was expecting to see. Moussavi was also the clear winner in all ballot boxes abroad, as expected too; but in some poorest Iranian regions, it was Ahmadinejad who was the clear winner, also as expected. I told him I know as a fact, because I witnessed on innumerable occasions, for having lived in Iran before and after the ''revolution'' that Iranians take (and repeat) rumors as if they are 'reality' and 'facts'. Then he brought up a very strong argument to prove his point that the election was rigged against Moussavi; he told me: ''Sir, you don't understand, I was myself involved in that election...''
- In what respect? I asked.
- I was myself the supervisor of one of the voting place, I was offered money to cheat and to change the votes in favor of Ahmadinejad.
- But did you accept and do it, I asked?
- Yes, he responded!
Whether he lied just to prove his point, or whether he really did cheat for money but is blaming Khamenei for it, this is for sure one of the many symptoms of the Iranian-Islamic schizophrenia, and of its collective delirium. Poor Iran. We need a Free Iran, but that seems not to be easy! It could be easy if only Iranians really wanted it, and then if they gently would express their wishes, and of course if they would act upon it.

Saturday, 26 May 2018

پیام به «شورای ملی ایران» در مورد دخالت ایالتهای متحد آمریکا

دبیر خانه محترم «شورای ملی ایران»، خواهشمندم و استدعا دارم این پیام مرا به همگان برسانید
هممیهنان
به نظر من امریکا غلط میکند که در امور ایران و کشورهای همسایه ایران دخالت میکند و حقیقتا شرمنده ام که به آمریکا چنین حقی میدهیم. با آمریکا رابطه خوب داشتن یک چیز است، دریوزگی یک چیز دیگر
حیف ! نظام اسلامی را میتوانیم تغییر دهیم، اما نه با دست به دامن بیگانه شدن، که این کار فقط حاکمان اسلامی را تقویت میکند و عمر نظام اسلامی را طولانی تر و فقر و فلاکت مردم ایران و همسایگانمان را تشدید میکند
بر عکس، باید« شورای ملی برای تغییر نظام اسلامی» (نه برای «انتخابات آزاد در چارچوب رژیم اسلامی») خواستار خروج همه قوای بیگانه از منظقه شود، تا ایرانیان بتوانند با خیال راحت نظام کشورداری ایران را از نظام اسلامی کنونی به وسیله .یک رفراندوم ملی به یک نظام عرفی (سکولار، لائیک) تبدیل کنند
پاینده ایران و برپا و برقرار باد یک ایران آزاد، آباد، آرام ، پیشتاز و سربلند

مجمع عمومی شورا کی تشکیل میشود؟ بنده مایلم برای رهبری و دبیر کلی شورا به جانشینی شاهزاده رضا پهلوی عزیز کاندید شوم و تغییر رژیم را تحقق بخشم، بدون هیچ دخالت خارجی و به صورت متمدنانه. به من اعتماد کنید: کاملا امکانپذیر است

با احترام و با مهر
دکتر شجاع الدین ضیائیان
Published here on
26/05/2018 14:22

Monday, 14 May 2018

انتخابات ۲۰۱۸ کنگره ایرانیان کانادا

سپاسی و پیامی به مناسبت انتخابات ۲۰۱۸ «هیئت مدیره کنگره ایرانیان کانادا» 


ایرانیان در کانادا به پیشرفتهای ناگهانی همه جانبه و چشمگیری نایل آمده اند که یکی از این پیشرفتها در زمینه کار دسته جمعی است و یکی از اینها مربوط به انجمن ایرانیان کانادا یا «کنگره ایرانیان کانادا» ست. 

در نشست همگانی (مجمع عمومی) مربوط به انتخاب عضوهای نوینِ «هیئت مدیره» بسیار دیر حضور یافتم. و عذر میخواهم. وقتی رسیدم، جلسه جنجالی بود. قابل پیشبینی بود. و شاید برای همین دیر کردم! 

به برکت دوستانی که ویدئوهای مربوط را تهیه کرده بودند، و در بعضی سایتها منتشر شد، از روبدادهای پیش از آمدنم و از حال و هوای آن جلسه بیشتر آگاه شدم و یکدنیا از این دوستان به خاطر ابتکار در آگاهیرسانی ارزشمندشان سپاسگزارم. نمیدانم چه کسی، جناب مهدی شمس، جناب محمد تاجدولتی،  جناب کاووس صوفی سیاوش، … ؟ 

نمیدانم آیا کسی این کار را کرده است یا نه، اما چون ندیدم، لازم میدانم و اجازه میخواهم نسبت به هیئت مدیره کنگره ایرانیان کانادا مراتب سپاس و قدرشناسی خود و همگان را اعلام دارم. نسبت به دوستانی که از هیئت مدیره خارج شده اند، مخصوصا از جناب تایاز فخری به خاطر تلاش مثبت کمنظیرش و ساعتهای پرشمار و پرباری که در خدمت به جماعت (کامیونیتی) ما با حوصله و اخلاص هدیه کرد،  و از جناب مهران فرازمند به خاطر حضور فرهیخته و آرامشبخشش و جناب مجتبا ادیب راد، به واسطه قبول و انجام سمت خزانه داری، از دوستانی که هنور در این هیئت مانده اند، خانم سوده قاسمی گرامی بابتِ گرمی حضورش در همه مجامع، پویان طبسینژاد و تلاشهایش در اعتلای  نام کنگره و ارتباط کنگره با احزاب و مجامع و محافل «سیاسی»، به ویژه با «ان دی پی»، و به ویژه از دوست عزیزمان بیژن احمدی به واسطه تلاش صمیمانه و توانائی قابل تحسینش در سازماندهی و ریاست کنگره، و صرف انرژیش در دفاع از منافع (جمهوری اسلامی) ایران و ایرانیان کانادا و برقراری مجدد روابط دیپلماتیک میان دوکشورمان، و بالاخره از همه عضوهای دیگر «هیئت مدیره»، از جمله عضو مخالف و یاغی، یا به قول خودشان « عضوِ اقلیت»، جناب هومن شیرازی تشکر میشود.  کمکها و گزارشات ارزشمند خانم پانتئا جعفری گرامی و دفتر حقوقیشان که خود همراه و دفترشان «نشانی» «کنگره» ما بود فراموش نشود.  میدانم که در مورد تلاش بسیاری دیگر از دوستان نادانم.

اشخاص بسیاری دیگر عضو هیئت مدیره کنگره نبوده اما تلاشهای ارزشمندشان و خدمتهایشان به جماعت (کامیونیتی) ما کمتر از عضوهای رسمی هیئت نبود، و جای سپاسگزاری دارد، از جمله جناب مهدی شمس از لحاظ آگاهیرسانی خستگیناپذیرش و مو را از ماست کشیدنش، جناب ایمان کمال سروستانی و تلاشهایش در جهت ایجاد همبستگی و ابتکارِ در ایجادِ سایت «با همستان» در فیسبوک، جناب کاووس صوفی سیاوش و دکتر شهرام تابعمحمدی در ایجاد سایت «بیائیم در باره کنگره ایرانیان کانادا صحبت کینم»، و ... همه به شکلهای گوناکون، گاه حتا مخالف و متضاد، برای خدمت و اعتلای نام ایرانی و جماعتمان تلاش کردند و «سیمرغ» کامیونیتی ما بودند و هستند. سپاس از دقت و شکیبائیِ جناب مشهود ناصری در سرپرستی گروه نظارت بر انتخابات. عذر میخواهم که بیشک نام بسیاری از بزرگواران دیگر را یا نمیدانم یا به یاد نیاورده ام که صرفا از کمحواسی و بیمعرفتی بنده است، ضمن آنکه اصلا منظور من لیست کردن نام تلاشگران و دوستان نبود و نیست، که لیست بلند بالائی است و در این کوتاه سخن نمیگنجد، جناب مهدی شمس در این کار تواناترند. و وظیفه نشریه های پارسیزبان ماست که در این مورد لطف و همت کنند. هدف من اساساً سپاسگزاری از هیئت مدیره سال گذشته و شادباش و تبریک و خوشآمد به منتخبان و عضوهای نوین «هیئت مدیره» میباشد.

در عین حال اگر نام دوستان و سرورانی را که در بنیانگزاری این انجمن یا کنگره راهگشا و سهیم بودند به نیکی و احترام و به جاودانگی به یاد نیاوریم کوتاهی نابخشودنیی است. در ویدئوی همین آخرین نشست همگانی شاهد حضور دو تن از آن دوستان و سروران، جنابان منوهر میثاقی و مهرداد حریری بودم که هر دو انتقادات بجا و محکمی در چند و چون برگزاری این «نشست همگانی» (مجمع عمومی)‌ بیان داشتند که متاسفانه مورد توجه کافی جناب رئیس جلسه قرار نگرفت که البته قابل درک است، و باید به حساب محدودیتهای زمانیی که در برابر هیئت مدیره قرار داشت و از سوی دیگر به حساب جوِ حاکم که حالت دو دستگی و تخاصم پیدا کرده بود و گفتگوها را از حالت سازندگی و مهربانی در آورده بود گذاشت. امیدوارم در آینده این جو پاکیزه تر شود و مطمئنم که میشود. احترام به بنیانگزاران و پیشینیان چون میثاقی و حریری و رضا بنائی و دکتر فرخ زندی و دکتر ارسلان کهنموئیپور و همه سروران دیگرمان که بسیارند، و دگر اندیشان، از واجبات است، و شادمانم که کارگزارانمان، در حد توان خود، به این امر همت میگمارند و از ایشان سپاسگزارم. حد کمال، صرفاً یک آرزو و ایدئال است. هیج فردی کامل نیست.

بیشک در این یکی دو سال گذشته، جماعت ایرانیان کانادا، یا به قولی دیگر کانادائیان ایرانیتبار، به پیشرفتهای چشمگیری نایل آمده اند و نام ایران و ایرانی را در کانادا اعتلا بخشیدند و خوش آوازه کرده اند. و کنگره، و هیئت مدیره اخیر به ریاست بیژن احمدی، نیز، بیشک سهم و نقش مهمی در این روند داشته است. شرکت گسترده ایرانیان در عرصه کشورداری کانادا و در کارزارهای انتخاباتی و راه یافتن دو تن از آنان به پارلمان کانادا، دوستان و عالیجنابان علی احساسی و مجید جوهری، نماد روشنی از این تغییر و پیشرفت عمده است.  پیش از آن و پیش از ایشان، جناب دکتر رضا مریدی که در منصب وزارت دولت انتاریو، مهمترین ایالت کانادا، حضور پررنگ داشته اند و حتا مدتی مسئول دو وزارتخانه مهم بوده اند، افتخارآفرینِ جماعت ما بوده اند و هستند. شاهد منزلت ویژه ایشان در میان هماکارنشان در پارلمان و کابینه دولت انتاریو هستیم، با چشم انداز مسئولیتی باز هم بالاتر.  ایرانیان کانادا از مدتها پیش در همه زمینه های دیگر فعال و موفق بوده اند، کسب و کار، دانشگاه و دانشجو، معاملات ملکی، معماری و ساختمانسازی، و در زمینه های هنری و ادبیات و انتشارات. و گمان نکنم هیچ جماعت دیگری در کانادا به حد جماعت ما نشریه داشته باشد.

اما نگاه من بیشتر به آینده ی انجمنمان است، آینده ای که باز هم درخشانتر مینماید. ویدئوئی را که در سایتِ Let’s Talk Iranian Congress  دیدم شامل معرفی دوستان کاندیدا بود.  به «گروه ۶ نفری» که همه انتخاب شدند، به همه شان شادباش و تبریک عرض میکنم. از سخنان کوتاه و موجزشان در معرفی خود و برنامه هایشان لذت بردم و بسیار مایه خوشبینی است. 

برای من که آنلاین رای دادم، انتخاب میان ۱۰ کاندیدا آسان و خودبخود نبود، زیرا من به فردِ کاندیدا نگاه میکنم ومعمولا «جناحی» رای نمیدهم (در این مورد «گروه ۶» یا «گروه ۴»). سخنان، موضعگیریها و سلیقه ها، گفتارها و کردارها،  مبنای رای من است. لبخند یا اخم هم مهم است. اما این بار تصمیم گرفتم که ابتدا به هر سه کاندیدای مونث رای بدهم که یکیشان از یک گروه و دو تن دیگر از گروه دیگر بودند: به خانمها مهردخت هادی و سمن طبسینژاد و شعله خلیلی دولتآبادی! مرا ببخشید و خیال نکنید که روالِ رای دادنِ من، مثل آقای ترودو، نخست وزیر، و به روالی که مُد شده، بر اساس جنسیت است، که به خانمها رای دهم! نخیر، به هیچوجه.  و این بار استثنا بود. بنده گرچه خانمها را بیشتر دوست دارم، اما، در کشورداری، تبعیض جنسی قائل نیستم! علت اصلی این گزینش. چنانکه میتوانید حدس بزنید، شکستن  دودستگی بود. همه خانمها و آقایان را شایسته میدانستم و میدانم و آرزو داشتم هر ۱۰ کاندیدا به عضویت «گروه کارداران» (هیئت مدیره) در آیند، که متاسفانه اساسنامه (ی لعنتی) اجازه چنین کاری را نمیدهد. با بهره گرفتن از این معیار، هم چهره زنانه کنگره را قویتر میکردم، و سوده خانم عزیز از تنهائی در میآمد، هم به نوعی از «جناحی» رای دادن احتراز میکردم. 

شرکت و نامزدی «گروه ۴ نفری» که منتقد هیئت مدیره بود، جنابان رضا سپهر اصفهانی، محبوب بلندی، شایان معین، و خانم مهردخت هادی، به این انتخابات گرمی و هیجان بخشیده بود. این گروه، پس از انتخابات، کماکان به گونه اپوزیسیون و منتقد به تلاش مشغولند و در صحنه حضور دارند که بایداستقبال و برایشان آرزوی پیروزی کرد. و از این دوستان خواهشمندم که دقت کنند نقدشان همیشه مثبت وسازنده و بر پایه های انصاف و احترام و مهر باشد، با هدفِ ارتقا و پیشرفتِ جماعتمان و سعادتِ همگان.

اما اجازه میخواهم دویاره سخنانم را متوجه  این برگزیدگان نوین و گرامی گردانم: شعله خلیلی دولتآبادی، سمن طبسینژاد، محسن خانیکی، بابک امینطفرشی، یونس زنگابادی، و مابقیِ این «گروه کارداران» نوین، این «هیئت مدیره» نوین، و خطاب به ایشان عرض کنم:  اولا که بسیار خشنود شدم از شنیدن سخنانِ کوتاه و موجز شما، و بابتِ هدفها و روشهائی که یکایکتان برشمردید و بیان کردید، که همه در جهت مثبتِ ادامه تلاشهای سازنده، فراگیرتر کردنِ کنگره، گسترش گفتگوهای سازنده و محترمانه، و ایجاد جو مهربانی بود. گمان کنم آرزوی همه ایرانیان همین باشد، و برای همین هم رای آوردید و برگزیده شدید. آفرین بر شما که به گروه رقیب و انتخاب نشده، بابت مشارکتشان صمیمانه تبریک گفتید و به همکاری دعوتشان کردید. این سعه صدرِ، این بزرگواری شما، این نظربلندیِ فزاینده ی جمیع ایرانیان، از پیشینیان انجمن و کنگره گرفته تا دست اندرکاران کنونی، از جلمه رقیبان و منتقدانشان، موجب مباهات و سربلندی است و موجبِ امید بسیار برای جماعتِ به سرعت رو به رشد و رو به پیشرفتمان. سپاسگزار و قدرشناستان هستیم،. در کنار بیژن و پویان و سوده عزیز، پیروزی و موفقیت روز افزونی را، برای یکایک گروه کارداران (هیئت مدیره)  و برای جماعتمان آرزومندم. 

و در پایان پیام، اجازه دهید اشعار دارم : پاینده و گسترده باد فرهنگ جهانشمولِ ایرانیِ مهربانی، پندا، گفتار و کردار نیک، در ایران و در کانادا،  و درهمه جای دنیای پسامدرن یا «پُستمدرن»مان، برای ارتقای انسانیت، گسترش و تحکیم مبانی صلح ، مبارزه با آلودگیها، نگهبانی از محیط زیستمان، گسترش توام و آهنگینِ مهر و عشق و دانش و عملِ خردمندانه، و برای تضمین رفاه و سعادت و لبخند و فرخندگی همگانی. و برای بر پائی یک ایرانِ‌ بزرگ آزاد و آباد و سربلند و پیشتاز!

دکتر شجاع الدین ضیائیان،
 تورنتو، اردیبهشت ماه، دوشنبه ۱۴ می، سال ۷۳ پساهیروشیما، ۲۰۱۸ میلادی