Sunday, 4 February 2018

پیش به سوی همه پرسی (رفراندوم) برای ایرانِ آزاد



نزدیک به ۴۰ سال پیش، ملت ایران، در پیِ یک رونق اقتصادیِِ کم نظیر، یک «انقلاب» را جشن گرفت و، به دنبال آیت الله «روح الله» خمینی، نظامِ اسلامیِ کنونی را بنا نهاد. از ۳۵ میلیون مردم ایران هنوز نیمشان بیسواد بودند و اکثرشان از نظر سیاسی نادان و هنوز دچار خرافات اسلامی، از جمله حتا «روشنفکران»شان.  بسیاریشان یکی دو ماه نگذشت که به اشتباه خود پی بردند، بسیاری یکی دو سال بعد و بسیاری دیگر پس از مدتی طولانی تر. امروزه بسیاری از آن «انقلابیها» و حتا هواداران سفت و سخت و دست اندرکارانِ نظام در همه سطوح، حتا در سطحِ پایه گذاران آن، یا درگذشته اند، یا کشته شده اند یا مغضوب شده اند، یا فراری و در خارج از کشور به خیل مخالفان پیوسته اند، یا بعضشان در «حصر» خانگی به سر میبرند، از رئیس جمهوران گرفته تا کسی که «منتظر» و قرار بود جانشین خمینی شود، تا نخست وزیران و وزیران، تا مسئولِ اسلامی کردن دانشگاههاهمه از موضع خود برگشته اند، بعضیها هم که ظاهراً اسلامیِ سفت و سخت بوده اند، امروز از خدا و الله و پیغمبر و اسلام هم برگشته اند. شماری هم مشغولِدودوزه بازی. اینها «فکت» است، واقعیتِ عیان است. البته بعضیها هم که متحجر و دگماتیک هستند و «فرمول» قورت داده اند هنوز همان فرمولها را، با همان لحن پرخاش و فحش، گاه به حد تهوع آور،  تکرار میکنند، که مرغ یکپا دارد. در این چار چوب و «کانتکست» است که به جناب حسن روحانی رئیس جمهوری اسلامی که گفت «محال است پادشاهی به ایران برگردد» پاسخ میدهم که «به رفراندوم بگذارید تا ببینیم».*** (توضیح: برای من - و بسیاری دیگر -  شکلِ نظامِ «مشروطه»، که پادشاهی باشد مثل ژاپن و بلژیک یا جمهوری باشد مثل هندوستان یا فرانسه، فرقی نمیکند. مهم این است که محتوای آن عرفی باشد، نه شرعیِ اسلامی).

امروز جمعیت ایران گویا بیش از دو برابرِ زمانِ آن «انقلاب» یا، به زعمِ من، آن «ضد انقلاب ارتجاعی اسلامی»  شده است. جمعیت با سواد به نسبت بسا بیشتر و میزان آگاهیِ سیاسی و اجتماعی بسیار بسیار بالاتر. نیمی از مردم ایران چهل سال پیش به دنیا نیامده بودند که آن «انقلاب شکوهمندِ اسلامی»  که جنگ و فقر و نکبت و سرکوبهای وحشیانه به ویژه علیه بانوان را پدید آورد و وضعیت اقتصادی کنونی فجیع و محیطزیستی جانگداز را پدید آورده دیده باشند. ذکر مصیبتهائی که بر ایران و ایرانی رفته  تنها در یک کتاب حجیم میسر است نه در یک مقاله. همینقدر میتوان گفت که پول ایران به تدریج از ارزش افتاد و از ۶۷ ریال برابر یک دلار امروز به ۳۶،۹۵۰ ریال رسیده است*. یعنی قدرت خریدِ بین المللیِ ایرانیان نه یکی دو در صد نه  ۱۰ یا ۲۰ در صد، نه حتا ۱۰۰٪ یا هزار درصد، بلکه بیش از ۵۵۰ مرتبه پائین آمده است! آنروز (۱۹۷۶) من در یک شعبه کوچک بانک در حومه شهر دیژون فرانسه یک چک از حسابم در بانک تهران کشیدم و در جا برابرِ آن را به فرانک فرانسه دریافت داشتم ! مدیر آن بانک که مرا مبهوت دید،  گفت «ریال شما برای ما بسیار با ارزش است و به آن احتیاج داریم» ! و امروز پول ایران اصلاً در فهرست ارزهای جهان دیده نمیشود و به حساب نمیاید.

قانون اساسی مشروطه سلطنتی (یا سلطنتی مشروطه) و نظامی که در آغاز سده بیستم میلادی بر اساس آن در ایران پدید آمد، خونبهای تلاش و پیکار و مبارزاتِ آزادیخواهان و ترقیخواهان و دمکراتهای ایرانی از جمله پدر بزرگان خود من بود. پدرِ مادرم، محمد علی مغازه ای، با «کمیته ستار» در رشت ( و پیش از آن در تبریز) علیه نفوذ و رخنه روسیه و پدرِ پدرم، حسن ضیائیان (ملقب به ضیاء التجار) درحزب دمکرات در شیراز علیه رخنه و استعمار انگلیس در جنوب، و هر دو برای آزادی ایران علیه استبدادِ شاهِ قاجار و در جهتِ ایجادِ نظامِ مشروطه پارلمانی تلاش میکردند. 

نسل جوان ایران و حتا آن «انقلابیها»ی ۴۰ سال پیش و پیرو خمینی، امروز در جامعه جهانیِ ارتباطی و اطلاعاتی و انترنتیِ کنونی حقیقت را دریافته اند. بسیاریشان میدانند که بعضی از آخوندها با این جریان پیشرفت و تجدد و آزادیخواهی که «مشروطیت پارلمانی» باشد به شدت مخالف بودند که شیخ فضل الله نوری در صدرِ آخوندهای مرتجع ِمخالف بود که میگفت «مشروطه باید مشروعه باشد»، یعنی قوانین باید قوانین اسلام باشد (…) و متمم قانون اساسی هم از کوشش او بود. این «متمم» که به قانون اساسی مشروطه اضافه شد به ۵ نفر «مجتهد» اختیار میداد که بر قوانین مجلس شورای ملی حاکم باشند و آنها را قبول یا رد کنند. یعنی استبدادِ دینیِ اسلامی را برقرار کردند، که رضا شاه پهلوی آن را دور زد و «رو»ی آخوندها را کم کرد و حجابهای اسلامی را دستور داد برداشته شود. و البته طبعاً به «دیکتاتوری» متهم شد. اما نمیگویند که این دیکتاتوری از نوعِ «ملی» و در مقابل دیکتاتوریِ اسلامی و آخوندی و در تقابلِ با دیکتاتوریِ ملوک الطوایفی بود.  خمینی از هواداران و پیروان فضل الله نوری بود.  انقلابِ اسلامیِ خمینی کاملا در ادامه ارتجاع و در واقع انتقام گرفتن از انقلابِ ازادیخواهی و ترقیخواهی مشروطیت بود. «انقلاب اسلامیِ ۱۳۵۷» در واقع یک «ضد انقلاب واپسگرا»ی تمام عیار بود.  

ققانون اساسی پادشاهی مشروطه ایران، منهای «متممِِ» آن، کپیِ قانون اساسی بلژیک بوده است، و به مراتب مترقیتر از قانون اساسی کنونی جمهوری اسلامی است که توسط حسن حبیبی تهیه شده، مخلوط آشفته ای است از اصولِ قانون اساسی فرانسه و اصولِ «ولایت فقیه» روح الله خمینی. اصولی که بعضاً متضادند و یکدیگر را نفی میکنند.  
بنا بر این، رفراندومی که پیشنهادمیشود برای بازگشت به عقب یا برای به سلطنت رسانیدن شاهزاده رضا پهلوی نیست. خودِ رضا پهلوی شخصاً رغبت چندان به چنین سمت و پستی ندارد و بارها و بارها این مطلب را تکرار کرده است، اما کو گوشِ شنوا؟ در گفتگوی کاملا خصوصیی که به مدت یکی دو ساعت بدون حضور هیچ شخص ثالثی در محیطی بسیار گرم و صمیمی حدود بیست سال پیش با ایشان داشتم، ایشان را بسیار مهربان، صمیمی، خاکی، میهندوست، و دوستداشتنی یافتم و هم رای (البته من با هر گونه دخالت دولتهای خارجی در امور ایران مخالفم). ایشان فقط به صرف موقعیت سیاسی و اسمی خود و به احترام دیگران، چنانکه بارها و بارها دایما تاکید کرده، به عنوانِ یک ایرانی  برای آزادی ایران و آرزوی آبادانی ایران تلاش میکندبهترین نشان میهندوستی بی چون و چرای  ایشان آن بوده است که وقتی، یکسال پس از سقوط نظام شاهنشاهی، ارتش صدام حسین به ایران حمله کرد، داوطلبی خود را به عنوان یک ایرانی و خلبان جنگی برای شرکت در دفاع مقدس از کشور اعلام کرد، که البته و متاسفانه آقای خمینی و نظام اسلامیِ متحجر، واپسگرا و قدری هم ایرانستیز، پیشنهاد و داوطلبی ایشان را تحویل نگرفت و از این فرصت برای همبستگی ملی سود نبرد
هدف و آرزوی من، سربلندی ایران و رفاه ایرانیان و اشاعه مهر و انسانیت در ایران و جهان بوده است و هدف آقای خمینی متاسفانه «اسلامِ‌عزیز» و تسلیم نمودنِ ایران و همه ایرانیان به دینِ محمد.
 سخن کوتاه : 
امروز ایران و ایرانیان شاید آماده برقراری یک نظام آزاد باشند که در آن حقوق همه شهروندان برابر باشد. چه خوب میشد، به جای پرخاش به یکدیگر و گله از زمامداران حال و گذشته،  همه دست به دست هم دهیم و نگاهمان را به آینده معطوف داریم و طرحی نو در اندازیم برای آزادی و آبادی میهن و سرزمینمان و سعادت همگانی. برای این کار، نخستین گام ما باید آشتی و مهربانی و همبستگی ملی برای تغییر نظام سیاسی (نظام کشورداری) ایران باشد، به دست ایرانی .(**)

پیش به سوی «همه پرسی» برای تغییر نظام ایرانِ اسلامی به نظامِ ایرانِ آزاد، ملهم از اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر، که ایران یکی از نخستین امضاکنندگانش بود، خواه پادشاهی مشروطه، مثل بلژیک و سوئد و ژاپن باشد، مثل قانون اساسی پیشینمان منهای «متممِ اسلامیِ قانونِ اساسیِ»  و منهای اصلِ موروثی بودنِ سمت پادشاهی، و خواه جمهوریِ آزاد مثل آلمان، فرانسه، یا کنفدراسیون سوئیس  ... 

قانون اساسی ایرانِ آزاد میباید، ضمن بهره گیری از همه قوانین اساسی پیشرفته ترین و موفقترین کشورها، با توجه به پیشرفتهای تکنولوژیک بشر، با نو آوری و بهره گیری از این پیشرفتها، و به اتکای برخورداری از یکی از آگاهترین قشرهای جوان در جهان، سرآمد همه کشورها بشود. 

پاینده  و دوباره  برقرار باد ایرانِ بزرگ آزاد و آباد و سربلند،

دکتر شجاع الدین ضیائیان، تورنتو، ۴ فوریه - ۱۵ بهمن  سال ۷۳ پسا هیروشیما (با  اندک ویراستاری در ۱۶ مارس) (۷۳ پساهیروشیما + ۱۹۴۵ = ۲۰۱۸ م)

   
* بهای دلارِ آمریکا در آغازِ بهار سال ۷۳ پ ه (۲۰۱۸ م) از مرز ۵۰،۰۰۰ ریال گذشت و تا ۵۲،۰۰۰ ریال معامله شد.
** این پاراگراف به تاریخ یکم آپریل ۲۰۱۸ افزوده شد.



*** در روز یکشنبه ۲۲ بهمن، ۱۳ فوریه ۲۰۱۸، رئیس جمهور اسلامی حسن روحانی پیشنهاد رفراندوم کرد، برای تغییر قانون اساسی. 
استقبال کنیم !