Saturday, 26 May 2018

پیام به «شورای ملی ایران» در مورد دخالت ایالتهای متحد آمریکا

دبیر خانه محترم «شورای ملی ایران»، خواهشمندم و استدعا دارم این پیام مرا به همگان برسانید
هممیهنان
به نظر من امریکا غلط میکند که در امور ایران و کشورهای همسایه ایران دخالت میکند و حقیقتا شرمنده ام که به آمریکا چنین حقی میدهیم. با آمریکا رابطه خوب داشتن یک چیز است، دریوزگی یک چیز دیگر
حیف ! نظام اسلامی را میتوانیم تغییر دهیم، اما نه با دست به دامن بیگانه شدن، که این کار فقط حاکمان اسلامی را تقویت میکند و عمر نظام اسلامی را طولانی تر و فقر و فلاکت مردم ایران و همسایگانمان را تشدید میکند
بر عکس، باید« شورای ملی برای تغییر نظام اسلامی» (نه برای «انتخابات آزاد در چارچوب رژیم اسلامی») خواستار خروج همه قوای بیگانه از منظقه شود، تا ایرانیان بتوانند با خیال راحت نظام کشورداری ایران را از نظام اسلامی کنونی به وسیله .یک رفراندوم ملی به یک نظام عرفی (سکولار، لائیک) تبدیل کنند
پاینده ایران و برپا و برقرار باد یک ایران آزاد، آباد، آرام ، پیشتاز و سربلند

مجمع عمومی شورا کی تشکیل میشود؟ بنده مایلم برای رهبری و دبیر کلی شورا به جانشینی شاهزاده رضا پهلوی عزیز کاندید شوم و تغییر رژیم را تحقق بخشم، بدون هیچ دخالت خارجی و به صورت متمدنانه. به من اعتماد کنید: کاملا امکانپذیر است

با احترام و با مهر
دکتر شجاع الدین ضیائیان
Published here on
26/05/2018 14:22

Monday, 14 May 2018

انتخابات ۲۰۱۸ کنگره ایرانیان کانادا

سپاسی و پیامی به مناسبت انتخابات ۲۰۱۸ «هیئت مدیره کنگره ایرانیان کانادا» 


ایرانیان در کانادا به پیشرفتهای ناگهانی همه جانبه و چشمگیری نایل آمده اند که یکی از این پیشرفتها در زمینه کار دسته جمعی است و یکی از اینها مربوط به انجمن ایرانیان کانادا یا «کنگره ایرانیان کانادا» ست. 

در نشست همگانی (مجمع عمومی) مربوط به انتخاب عضوهای نوینِ «هیئت مدیره» بسیار دیر حضور یافتم. و عذر میخواهم. وقتی رسیدم، جلسه جنجالی بود. قابل پیشبینی بود. و شاید برای همین دیر کردم! 

به برکت دوستانی که ویدئوهای مربوط را تهیه کرده بودند، و در بعضی سایتها منتشر شد، از روبدادهای پیش از آمدنم و از حال و هوای آن جلسه بیشتر آگاه شدم و یکدنیا از این دوستان به خاطر ابتکار در آگاهیرسانی ارزشمندشان سپاسگزارم. نمیدانم چه کسی، جناب مهدی شمس، جناب محمد تاجدولتی،  جناب کاووس صوفی سیاوش، … ؟ 

نمیدانم آیا کسی این کار را کرده است یا نه، اما چون ندیدم، لازم میدانم و اجازه میخواهم نسبت به هیئت مدیره کنگره ایرانیان کانادا مراتب سپاس و قدرشناسی خود و همگان را اعلام دارم. نسبت به دوستانی که از هیئت مدیره خارج شده اند، مخصوصا از جناب تایاز فخری به خاطر تلاش مثبت کمنظیرش و ساعتهای پرشمار و پرباری که در خدمت به جماعت (کامیونیتی) ما با حوصله و اخلاص هدیه کرد،  و از جناب مهران فرازمند به خاطر حضور فرهیخته و آرامشبخشش و جناب مجتبا ادیب راد، به واسطه قبول و انجام سمت خزانه داری، از دوستانی که هنور در این هیئت مانده اند، خانم سوده قاسمی گرامی بابتِ گرمی حضورش در همه مجامع، پویان طبسینژاد و تلاشهایش در اعتلای  نام کنگره و ارتباط کنگره با احزاب و مجامع و محافل «سیاسی»، به ویژه با «ان دی پی»، و به ویژه از دوست عزیزمان بیژن احمدی به واسطه تلاش صمیمانه و توانائی قابل تحسینش در سازماندهی و ریاست کنگره، و صرف انرژیش در دفاع از منافع (جمهوری اسلامی) ایران و ایرانیان کانادا و برقراری مجدد روابط دیپلماتیک میان دوکشورمان، و بالاخره از همه عضوهای دیگر «هیئت مدیره»، از جمله عضو مخالف و یاغی، یا به قول خودشان « عضوِ اقلیت»، جناب هومن شیرازی تشکر میشود.  کمکها و گزارشات ارزشمند خانم پانتئا جعفری گرامی و دفتر حقوقیشان که خود همراه و دفترشان «نشانی» «کنگره» ما بود فراموش نشود.  میدانم که در مورد تلاش بسیاری دیگر از دوستان نادانم.

اشخاص بسیاری دیگر عضو هیئت مدیره کنگره نبوده اما تلاشهای ارزشمندشان و خدمتهایشان به جماعت (کامیونیتی) ما کمتر از عضوهای رسمی هیئت نبود، و جای سپاسگزاری دارد، از جمله جناب مهدی شمس از لحاظ آگاهیرسانی خستگیناپذیرش و مو را از ماست کشیدنش، جناب ایمان کمال سروستانی و تلاشهایش در جهت ایجاد همبستگی و ابتکارِ در ایجادِ سایت «با همستان» در فیسبوک، جناب کاووس صوفی سیاوش و دکتر شهرام تابعمحمدی در ایجاد سایت «بیائیم در باره کنگره ایرانیان کانادا صحبت کینم»، و ... همه به شکلهای گوناکون، گاه حتا مخالف و متضاد، برای خدمت و اعتلای نام ایرانی و جماعتمان تلاش کردند و «سیمرغ» کامیونیتی ما بودند و هستند. سپاس از دقت و شکیبائیِ جناب مشهود ناصری در سرپرستی گروه نظارت بر انتخابات. عذر میخواهم که بیشک نام بسیاری از بزرگواران دیگر را یا نمیدانم یا به یاد نیاورده ام که صرفا از کمحواسی و بیمعرفتی بنده است، ضمن آنکه اصلا منظور من لیست کردن نام تلاشگران و دوستان نبود و نیست، که لیست بلند بالائی است و در این کوتاه سخن نمیگنجد، جناب مهدی شمس در این کار تواناترند. و وظیفه نشریه های پارسیزبان ماست که در این مورد لطف و همت کنند. هدف من اساساً سپاسگزاری از هیئت مدیره سال گذشته و شادباش و تبریک و خوشآمد به منتخبان و عضوهای نوین «هیئت مدیره» میباشد.

در عین حال اگر نام دوستان و سرورانی را که در بنیانگزاری این انجمن یا کنگره راهگشا و سهیم بودند به نیکی و احترام و به جاودانگی به یاد نیاوریم کوتاهی نابخشودنیی است. در ویدئوی همین آخرین نشست همگانی شاهد حضور دو تن از آن دوستان و سروران، جنابان منوهر میثاقی و مهرداد حریری بودم که هر دو انتقادات بجا و محکمی در چند و چون برگزاری این «نشست همگانی» (مجمع عمومی)‌ بیان داشتند که متاسفانه مورد توجه کافی جناب رئیس جلسه قرار نگرفت که البته قابل درک است، و باید به حساب محدودیتهای زمانیی که در برابر هیئت مدیره قرار داشت و از سوی دیگر به حساب جوِ حاکم که حالت دو دستگی و تخاصم پیدا کرده بود و گفتگوها را از حالت سازندگی و مهربانی در آورده بود گذاشت. امیدوارم در آینده این جو پاکیزه تر شود و مطمئنم که میشود. احترام به بنیانگزاران و پیشینیان چون میثاقی و حریری و رضا بنائی و دکتر فرخ زندی و دکتر ارسلان کهنموئیپور و همه سروران دیگرمان که بسیارند، و دگر اندیشان، از واجبات است، و شادمانم که کارگزارانمان، در حد توان خود، به این امر همت میگمارند و از ایشان سپاسگزارم. حد کمال، صرفاً یک آرزو و ایدئال است. هیج فردی کامل نیست.

بیشک در این یکی دو سال گذشته، جماعت ایرانیان کانادا، یا به قولی دیگر کانادائیان ایرانیتبار، به پیشرفتهای چشمگیری نایل آمده اند و نام ایران و ایرانی را در کانادا اعتلا بخشیدند و خوش آوازه کرده اند. و کنگره، و هیئت مدیره اخیر به ریاست بیژن احمدی، نیز، بیشک سهم و نقش مهمی در این روند داشته است. شرکت گسترده ایرانیان در عرصه کشورداری کانادا و در کارزارهای انتخاباتی و راه یافتن دو تن از آنان به پارلمان کانادا، دوستان و عالیجنابان علی احساسی و مجید جوهری، نماد روشنی از این تغییر و پیشرفت عمده است.  پیش از آن و پیش از ایشان، جناب دکتر رضا مریدی که در منصب وزارت دولت انتاریو، مهمترین ایالت کانادا، حضور پررنگ داشته اند و حتا مدتی مسئول دو وزارتخانه مهم بوده اند، افتخارآفرینِ جماعت ما بوده اند و هستند. شاهد منزلت ویژه ایشان در میان هماکارنشان در پارلمان و کابینه دولت انتاریو هستیم، با چشم انداز مسئولیتی باز هم بالاتر.  ایرانیان کانادا از مدتها پیش در همه زمینه های دیگر فعال و موفق بوده اند، کسب و کار، دانشگاه و دانشجو، معاملات ملکی، معماری و ساختمانسازی، و در زمینه های هنری و ادبیات و انتشارات. و گمان نکنم هیچ جماعت دیگری در کانادا به حد جماعت ما نشریه داشته باشد.

اما نگاه من بیشتر به آینده ی انجمنمان است، آینده ای که باز هم درخشانتر مینماید. ویدئوئی را که در سایتِ Let’s Talk Iranian Congress  دیدم شامل معرفی دوستان کاندیدا بود.  به «گروه ۶ نفری» که همه انتخاب شدند، به همه شان شادباش و تبریک عرض میکنم. از سخنان کوتاه و موجزشان در معرفی خود و برنامه هایشان لذت بردم و بسیار مایه خوشبینی است. 

برای من که آنلاین رای دادم، انتخاب میان ۱۰ کاندیدا آسان و خودبخود نبود، زیرا من به فردِ کاندیدا نگاه میکنم ومعمولا «جناحی» رای نمیدهم (در این مورد «گروه ۶» یا «گروه ۴»). سخنان، موضعگیریها و سلیقه ها، گفتارها و کردارها،  مبنای رای من است. لبخند یا اخم هم مهم است. اما این بار تصمیم گرفتم که ابتدا به هر سه کاندیدای مونث رای بدهم که یکیشان از یک گروه و دو تن دیگر از گروه دیگر بودند: به خانمها مهردخت هادی و سمن طبسینژاد و شعله خلیلی دولتآبادی! مرا ببخشید و خیال نکنید که روالِ رای دادنِ من، مثل آقای ترودو، نخست وزیر، و به روالی که مُد شده، بر اساس جنسیت است، که به خانمها رای دهم! نخیر، به هیچوجه.  و این بار استثنا بود. بنده گرچه خانمها را بیشتر دوست دارم، اما، در کشورداری، تبعیض جنسی قائل نیستم! علت اصلی این گزینش. چنانکه میتوانید حدس بزنید، شکستن  دودستگی بود. همه خانمها و آقایان را شایسته میدانستم و میدانم و آرزو داشتم هر ۱۰ کاندیدا به عضویت «گروه کارداران» (هیئت مدیره) در آیند، که متاسفانه اساسنامه (ی لعنتی) اجازه چنین کاری را نمیدهد. با بهره گرفتن از این معیار، هم چهره زنانه کنگره را قویتر میکردم، و سوده خانم عزیز از تنهائی در میآمد، هم به نوعی از «جناحی» رای دادن احتراز میکردم. 

شرکت و نامزدی «گروه ۴ نفری» که منتقد هیئت مدیره بود، جنابان رضا سپهر اصفهانی، محبوب بلندی، شایان معین، و خانم مهردخت هادی، به این انتخابات گرمی و هیجان بخشیده بود. این گروه، پس از انتخابات، کماکان به گونه اپوزیسیون و منتقد به تلاش مشغولند و در صحنه حضور دارند که بایداستقبال و برایشان آرزوی پیروزی کرد. و از این دوستان خواهشمندم که دقت کنند نقدشان همیشه مثبت وسازنده و بر پایه های انصاف و احترام و مهر باشد، با هدفِ ارتقا و پیشرفتِ جماعتمان و سعادتِ همگان.

اما اجازه میخواهم دویاره سخنانم را متوجه  این برگزیدگان نوین و گرامی گردانم: شعله خلیلی دولتآبادی، سمن طبسینژاد، محسن خانیکی، بابک امینطفرشی، یونس زنگابادی، و مابقیِ این «گروه کارداران» نوین، این «هیئت مدیره» نوین، و خطاب به ایشان عرض کنم:  اولا که بسیار خشنود شدم از شنیدن سخنانِ کوتاه و موجز شما، و بابتِ هدفها و روشهائی که یکایکتان برشمردید و بیان کردید، که همه در جهت مثبتِ ادامه تلاشهای سازنده، فراگیرتر کردنِ کنگره، گسترش گفتگوهای سازنده و محترمانه، و ایجاد جو مهربانی بود. گمان کنم آرزوی همه ایرانیان همین باشد، و برای همین هم رای آوردید و برگزیده شدید. آفرین بر شما که به گروه رقیب و انتخاب نشده، بابت مشارکتشان صمیمانه تبریک گفتید و به همکاری دعوتشان کردید. این سعه صدرِ، این بزرگواری شما، این نظربلندیِ فزاینده ی جمیع ایرانیان، از پیشینیان انجمن و کنگره گرفته تا دست اندرکاران کنونی، از جلمه رقیبان و منتقدانشان، موجب مباهات و سربلندی است و موجبِ امید بسیار برای جماعتِ به سرعت رو به رشد و رو به پیشرفتمان. سپاسگزار و قدرشناستان هستیم،. در کنار بیژن و پویان و سوده عزیز، پیروزی و موفقیت روز افزونی را، برای یکایک گروه کارداران (هیئت مدیره)  و برای جماعتمان آرزومندم. 

و در پایان پیام، اجازه دهید اشعار دارم : پاینده و گسترده باد فرهنگ جهانشمولِ ایرانیِ مهربانی، پندا، گفتار و کردار نیک، در ایران و در کانادا،  و درهمه جای دنیای پسامدرن یا «پُستمدرن»مان، برای ارتقای انسانیت، گسترش و تحکیم مبانی صلح ، مبارزه با آلودگیها، نگهبانی از محیط زیستمان، گسترش توام و آهنگینِ مهر و عشق و دانش و عملِ خردمندانه، و برای تضمین رفاه و سعادت و لبخند و فرخندگی همگانی. و برای بر پائی یک ایرانِ‌ بزرگ آزاد و آباد و سربلند و پیشتاز!

دکتر شجاع الدین ضیائیان،
 تورنتو، اردیبهشت ماه، دوشنبه ۱۴ می، سال ۷۳ پساهیروشیما، ۲۰۱۸ میلادی





Sunday, 18 March 2018

Celebrate the New Year, the Spring Equinox


MARCH 20TH, CELEBRATE THE NEW YEAR, THE SPRING EQUINOX Countdown for the Universal New Year and the Spring equinox in the Northern Hemisphere:

Tehran: Tuesday March 20, 2018, 19:45:28 PM
New York: Tuesday March 20, 2018, 12:15:28 PM*
Paris: Tuesday March 20, 2018, 17:15:28 PM
Toronto: Tuesday March 20, 2018, 12:15:28 PM*
San Francisco: Tuesday March 20, 2018, 09:15:28 AM*
London: Tuesday March 20, 2018, 16:15:28 PM
Vancouver: Tuesday March 20, 2018, 09:15:28 AM*
Houston: Tuesday March 20, 2018, 11:15:28 AM*
Stockholm: Tuesday March 20, 2018, 17:15:28 PM

Dear family and friends,

Do try to make it a Holiday on Tuesday March 20th, in order to celebrate the Earth's Day, the New Day, the Spring, the Universal New Year, to celebrate and respect our planet.

Try to talk about it in your place of work or to your school principal and propose them to make next Tuesday, March 20th, a Day Off to celebrate the Universal Astronomic New Year and to make it an Earth Day for all, regardless of anyone's religion, race or ethnicity. In Toronto, it happens on the 20th of March at 12:15:28 pm.

You might be surprised, because they might agree, and if they don't, you've made them thinking about it.... for maybe next year or any subsequent years... This is something that should happen and will happen in the near future, worldwide. 

Remind them that SEPTember, OCTover, NOVember, and DECember are (and have always been, until Pope Gregory 13 changed the calendar) the 7th, 8th, 9th, and 10th months of the year, as the name of the months clearly indicate, and that February is the last month of the year, thus with only the 28 remaining days of the year, or 29 days every 4 years. 

If they aren't able to make it a holiday, propose them to celebrate at least at that precise time of 12:15:28 pm, by stop working, or if in school, stopping the teaching, and start hugging and kissing.

Remind them it is time to try to save our planet from further destruction, to stop the present trend of polluting our soil, air, and water, and that in order to do so, a first step would be to recognize and respect our planet as our HOME, to celebrate its revolution, to respect and glorify it's changing seasons, and to respect, cherish, and glorify LIFE ON EARTH. 

SPRING IS THE RENEWAL OF LIFE ON EARTH, and a time for celebration, love,.and renewal within our own life, with family and friends. 

It is time to try to change our world for the better, and, with  your friends, to start taking matters into our own hands.

The message is of course  intended to family and friends, ... but also to all citizens in our planet... so please do share!

HAPPY NEW YEAR, WITH LOVE, 


Sunday, 4 February 2018

پیش به سوی همه پرسی (رفراندوم) برای ایرانِ آزاد



نزدیک به ۴۰ سال پیش، ملت ایران، در پیِ یک رونق اقتصادیِِ کم نظیر، یک «انقلاب» را جشن گرفت و، به دنبال آیت الله «روح الله» خمینی، نظامِ اسلامیِ کنونی را بنا نهاد. از ۳۵ میلیون مردم ایران هنوز نیمشان بیسواد بودند و اکثرشان از نظر سیاسی نادان و هنوز دچار خرافات اسلامی، از جمله حتا «روشنفکران»شان.  بسیاریشان یکی دو ماه نگذشت که به اشتباه خود پی بردند، بسیاری یکی دو سال بعد و بسیاری دیگر پس از مدتی طولانی تر. امروزه بسیاری از آن «انقلابیها» و حتا هواداران سفت و سخت و دست اندرکارانِ نظام در همه سطوح، حتا در سطحِ پایه گذاران آن، یا درگذشته اند، یا کشته شده اند یا مغضوب شده اند، یا فراری و در خارج از کشور به خیل مخالفان پیوسته اند، یا بعضشان در «حصر» خانگی به سر میبرند، از رئیس جمهوران گرفته تا کسی که «منتظر» و قرار بود جانشین خمینی شود، تا نخست وزیران و وزیران، تا مسئولِ اسلامی کردن دانشگاههاهمه از موضع خود برگشته اند، بعضیها هم که ظاهراً اسلامیِ سفت و سخت بوده اند، امروز از خدا و الله و پیغمبر و اسلام هم برگشته اند. شماری هم مشغولِدودوزه بازی. اینها «فکت» است، واقعیتِ عیان است. البته بعضیها هم که متحجر و دگماتیک هستند و «فرمول» قورت داده اند هنوز همان فرمولها را، با همان لحن پرخاش و فحش، گاه به حد تهوع آور،  تکرار میکنند، که مرغ یکپا دارد. در این چار چوب و «کانتکست» است که به جناب حسن روحانی رئیس جمهوری اسلامی که گفت «محال است پادشاهی به ایران برگردد» پاسخ میدهم که «به رفراندوم بگذارید تا ببینیم».*** (توضیح: برای من - و بسیاری دیگر -  شکلِ نظامِ «مشروطه»، که پادشاهی باشد مثل ژاپن و بلژیک یا جمهوری باشد مثل هندوستان یا فرانسه، فرقی نمیکند. مهم این است که محتوای آن عرفی باشد، نه شرعیِ اسلامی).

امروز جمعیت ایران گویا بیش از دو برابرِ زمانِ آن «انقلاب» یا، به زعمِ من، آن «ضد انقلاب ارتجاعی اسلامی»  شده است. جمعیت با سواد به نسبت بسا بیشتر و میزان آگاهیِ سیاسی و اجتماعی بسیار بسیار بالاتر. نیمی از مردم ایران چهل سال پیش به دنیا نیامده بودند که آن «انقلاب شکوهمندِ اسلامی»  که جنگ و فقر و نکبت و سرکوبهای وحشیانه به ویژه علیه بانوان را پدید آورد و وضعیت اقتصادی کنونی فجیع و محیطزیستی جانگداز را پدید آورده دیده باشند. ذکر مصیبتهائی که بر ایران و ایرانی رفته  تنها در یک کتاب حجیم میسر است نه در یک مقاله. همینقدر میتوان گفت که پول ایران به تدریج از ارزش افتاد و از ۶۷ ریال برابر یک دلار امروز به ۳۶،۹۵۰ ریال رسیده است*. یعنی قدرت خریدِ بین المللیِ ایرانیان نه یکی دو در صد نه  ۱۰ یا ۲۰ در صد، نه حتا ۱۰۰٪ یا هزار درصد، بلکه بیش از ۵۵۰ مرتبه پائین آمده است! آنروز (۱۹۷۶) من در یک شعبه کوچک بانک در حومه شهر دیژون فرانسه یک چک از حسابم در بانک تهران کشیدم و در جا برابرِ آن را به فرانک فرانسه دریافت داشتم ! مدیر آن بانک که مرا مبهوت دید،  گفت «ریال شما برای ما بسیار با ارزش است و به آن احتیاج داریم» ! و امروز پول ایران اصلاً در فهرست ارزهای جهان دیده نمیشود و به حساب نمیاید.

قانون اساسی مشروطه سلطنتی (یا سلطنتی مشروطه) و نظامی که در آغاز سده بیستم میلادی بر اساس آن در ایران پدید آمد، خونبهای تلاش و پیکار و مبارزاتِ آزادیخواهان و ترقیخواهان و دمکراتهای ایرانی از جمله پدر بزرگان خود من بود. پدرِ مادرم، محمد علی مغازه ای، با «کمیته ستار» در رشت ( و پیش از آن در تبریز) علیه نفوذ و رخنه روسیه و پدرِ پدرم، حسن ضیائیان (ملقب به ضیاء التجار) درحزب دمکرات در شیراز علیه رخنه و استعمار انگلیس در جنوب، و هر دو برای آزادی ایران علیه استبدادِ شاهِ قاجار و در جهتِ ایجادِ نظامِ مشروطه پارلمانی تلاش میکردند. 

نسل جوان ایران و حتا آن «انقلابیها»ی ۴۰ سال پیش و پیرو خمینی، امروز در جامعه جهانیِ ارتباطی و اطلاعاتی و انترنتیِ کنونی حقیقت را دریافته اند. بسیاریشان میدانند که بعضی از آخوندها با این جریان پیشرفت و تجدد و آزادیخواهی که «مشروطیت پارلمانی» باشد به شدت مخالف بودند که شیخ فضل الله نوری در صدرِ آخوندهای مرتجع ِمخالف بود که میگفت «مشروطه باید مشروعه باشد»، یعنی قوانین باید قوانین اسلام باشد (…) و متمم قانون اساسی هم از کوشش او بود. این «متمم» که به قانون اساسی مشروطه اضافه شد به ۵ نفر «مجتهد» اختیار میداد که بر قوانین مجلس شورای ملی حاکم باشند و آنها را قبول یا رد کنند. یعنی استبدادِ دینیِ اسلامی را برقرار کردند، که رضا شاه پهلوی آن را دور زد و «رو»ی آخوندها را کم کرد و حجابهای اسلامی را دستور داد برداشته شود. و البته طبعاً به «دیکتاتوری» متهم شد. اما نمیگویند که این دیکتاتوری از نوعِ «ملی» و در مقابل دیکتاتوریِ اسلامی و آخوندی و در تقابلِ با دیکتاتوریِ ملوک الطوایفی بود.  خمینی از هواداران و پیروان فضل الله نوری بود.  انقلابِ اسلامیِ خمینی کاملا در ادامه ارتجاع و در واقع انتقام گرفتن از انقلابِ ازادیخواهی و ترقیخواهی مشروطیت بود. «انقلاب اسلامیِ ۱۳۵۷» در واقع یک «ضد انقلاب واپسگرا»ی تمام عیار بود.  

ققانون اساسی پادشاهی مشروطه ایران، منهای «متممِِ» آن، کپیِ قانون اساسی بلژیک بوده است، و به مراتب مترقیتر از قانون اساسی کنونی جمهوری اسلامی است که توسط حسن حبیبی تهیه شده، مخلوط آشفته ای است از اصولِ قانون اساسی فرانسه و اصولِ «ولایت فقیه» روح الله خمینی. اصولی که بعضاً متضادند و یکدیگر را نفی میکنند.  
بنا بر این، رفراندومی که پیشنهادمیشود برای بازگشت به عقب یا برای به سلطنت رسانیدن شاهزاده رضا پهلوی نیست. خودِ رضا پهلوی شخصاً رغبت چندان به چنین سمت و پستی ندارد و بارها و بارها این مطلب را تکرار کرده است، اما کو گوشِ شنوا؟ در گفتگوی کاملا خصوصیی که به مدت یکی دو ساعت بدون حضور هیچ شخص ثالثی در محیطی بسیار گرم و صمیمی حدود بیست سال پیش با ایشان داشتم، ایشان را بسیار مهربان، صمیمی، خاکی، میهندوست، و دوستداشتنی یافتم و هم رای (البته من با هر گونه دخالت دولتهای خارجی در امور ایران مخالفم). ایشان فقط به صرف موقعیت سیاسی و اسمی خود و به احترام دیگران، چنانکه بارها و بارها دایما تاکید کرده، به عنوانِ یک ایرانی  برای آزادی ایران و آرزوی آبادانی ایران تلاش میکندبهترین نشان میهندوستی بی چون و چرای  ایشان آن بوده است که وقتی، یکسال پس از سقوط نظام شاهنشاهی، ارتش صدام حسین به ایران حمله کرد، داوطلبی خود را به عنوان یک ایرانی و خلبان جنگی برای شرکت در دفاع مقدس از کشور اعلام کرد، که البته و متاسفانه آقای خمینی و نظام اسلامیِ متحجر، واپسگرا و قدری هم ایرانستیز، پیشنهاد و داوطلبی ایشان را تحویل نگرفت و از این فرصت برای همبستگی ملی سود نبرد
هدف و آرزوی من، سربلندی ایران و رفاه ایرانیان و اشاعه مهر و انسانیت در ایران و جهان بوده است و هدف آقای خمینی متاسفانه «اسلامِ‌عزیز» و تسلیم نمودنِ ایران و همه ایرانیان به دینِ محمد.
 سخن کوتاه : 
امروز ایران و ایرانیان شاید آماده برقراری یک نظام آزاد باشند که در آن حقوق همه شهروندان برابر باشد. چه خوب میشد، به جای پرخاش به یکدیگر و گله از زمامداران حال و گذشته،  همه دست به دست هم دهیم و نگاهمان را به آینده معطوف داریم و طرحی نو در اندازیم برای آزادی و آبادی میهن و سرزمینمان و سعادت همگانی. برای این کار، نخستین گام ما باید آشتی و مهربانی و همبستگی ملی برای تغییر نظام سیاسی (نظام کشورداری) ایران باشد، به دست ایرانی .(**)

پیش به سوی «همه پرسی» برای تغییر نظام ایرانِ اسلامی به نظامِ ایرانِ آزاد، ملهم از اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر، که ایران یکی از نخستین امضاکنندگانش بود، خواه پادشاهی مشروطه، مثل بلژیک و سوئد و ژاپن باشد، مثل قانون اساسی پیشینمان منهای «متممِ اسلامیِ قانونِ اساسیِ»  و منهای اصلِ موروثی بودنِ سمت پادشاهی، و خواه جمهوریِ آزاد مثل آلمان، فرانسه، یا کنفدراسیون سوئیس  ... 

قانون اساسی ایرانِ آزاد میباید، ضمن بهره گیری از همه قوانین اساسی پیشرفته ترین و موفقترین کشورها، با توجه به پیشرفتهای تکنولوژیک بشر، با نو آوری و بهره گیری از این پیشرفتها، و به اتکای برخورداری از یکی از آگاهترین قشرهای جوان در جهان، سرآمد همه کشورها بشود. 

پاینده  و دوباره  برقرار باد ایرانِ بزرگ آزاد و آباد و سربلند،

دکتر شجاع الدین ضیائیان، تورنتو، ۴ فوریه - ۱۵ بهمن  سال ۷۳ پسا هیروشیما (با  اندک ویراستاری در ۱۶ مارس) (۷۳ پساهیروشیما + ۱۹۴۵ = ۲۰۱۸ م)

   
* بهای دلارِ آمریکا در آغازِ بهار سال ۷۳ پ ه (۲۰۱۸ م) از مرز ۵۰،۰۰۰ ریال گذشت و تا ۵۲،۰۰۰ ریال معامله شد.
** این پاراگراف به تاریخ یکم آپریل ۲۰۱۸ افزوده شد.



*** در روز یکشنبه ۲۲ بهمن، ۱۳ فوریه ۲۰۱۸، رئیس جمهور اسلامی حسن روحانی پیشنهاد رفراندوم کرد، برای تغییر قانون اساسی. 
استقبال کنیم !