Sunday, 18 August 2019

واکنش متفاوت نسبت به دو هولوکاست یهودیان و ایرانیان





تفاوت دو هولوکاست
هولوکاست یهودیان و هولوکاست ایرانیان
سرکوبی یهودیان در همه کشورهای اروپائیِ مسیحی همیشه و همه جا وجود داشت و کسی منتظر اواخر نیمه اول قرن بیستم میلاد مسیح و ظهور هیتلر نشده بود. اینکه سرکوبی یهودیان در دورانِ زمامداری هیتلر در مقیاسی دیگر بود درست است، اما باید گفت که آن جنگِ جهانگیر دوم هم در مقیاسی دیگر بود. من که نشمردم اما بنا بر تخمینهای متفاوت بین ۴۰ تا ۱۰۰ میلیون تن در جنگ جهانگیر دوم کشته شدند و علی الحساب میانگینش را بگیریم، میشود۷۰ میلیون. هیروشیما و ناگازاکی به حد کافی نمایشگر وحشیگریهای دشمنان آلمان و ژاپن بوده است، بگذریم از بیرحمیهای «استالین» و دوستش «وینستون چرچیل» در کشتار بیحساب و غیر ضروریِ نظامیان و غیر نظامیان.
هیتلر و نازیسم معلول آن شرایط اروپا و دنیا بود، نه علتِ آن. منتها خُب دوستانِ یهودی ما که خود را «برگزیدگانِ خاصِ» «یَهُوِه»، خداوند، میدانند، طبقِ معمول «جهودبازی» در میآورند که نخیر ما «برگزیدگان  خاصِ» هیتلر و نازیسم هم بودیم؛ در صورتی که رفتار نظام هیتلری به هیچوجه نسبت به «کولیها» و کمونستها بهتر از رفتارشان نسبت به یهودیان نبود. نظام میگفت هیچکدام از آنها «کار» نمیکنند و کمونستها و یهودیان نسبت به نظام خیانتکارند. 
«اِلی ویزِل»، برنده جایزه صلح نوبل، در کتاب خاطرات خود که همراه با پدر گرفتار یکی از این اردوگاهها بودند شهادت میدهد که مسئولان این اردوگاهِ کار اجباری، اردوگاهی که دارای کوره آدمسوزی هم بود، در روزهای اعیاد یهودیان، از برای احترام به ایشان آش غنیتری سرو میکردند.
ارامنه هم که خود را میان امپراتوریهای ایران و رم، قوم خاص میدانند، پس از مدتی تفکر و مشاهده مظلومنمائی یهودیان، گفتند پس ما چی؟ ما هم از دست ترکها هولوکاست داشتیم.
فقط ایرانیان پارسیزبانِ غیر یهودی و غیر مسیحی هستند که ادعای قربانی شدن از نوع هولوکاست نمیکنند؛ بلکه با سرکوبگران خود کنار هم میآیند و به ایشان هنوز هم تعظیم میکنند. سیزده یا چهارده قرن است که پیوسته در هولوکاست ناشی از یورشِ خونریز و هویتکُشِ عربانِ تازه مسلمانشده به سر میبرند - حمله ی مغول به کنار. طوطیوار هر چه را از نویسندگان انگلیسی میخوانند تکرار میکنند، و مثلاً هولاکاست جدیدترِ ایرانیان در اراک توسط استعمار انگلیس را هم (۱۹۱۹-۱۹۲۰) به کلی فراموش کرده اند و قبول کرده اند که اصلاً اراک نامش عراق است و سرزمینی است بیگانه و عربی.و مستقل از «ایران» در عین حالی که خوب میدانند که پایتختِ ایران، تیسفون، در آنجا بوده است (به مدت ششصد سال پایتخت در دوران اشکانیان و ساسانیان تا شکست ایرانیان از عربان) و اینکه بغداد را هم در کنارِ ویرانه های «مداين» ایرانیان ساختند. معهذا میگونید دولت انگلستان هم خوبی ما را میخواست و میخواهد!
ایرانیان با سرکوبگران خود کنار آمده، چَه چَه و بَه بَه هم میکنند، و اگر کسی از میان خودشان هم صدایش در آید، کتکش میزنند و به زیرش میکشند و او را «نژاد پرست» میخوانند. در نتیجه هنوز هم «تسلیمِ» دین محمد مانده اند و نیمی از سخنانشان به زبان فاتحانِ عرب است
صرفاً به همین علت است که، به رغمِ برخورداری از هوش و ادب، و برخورداری از فرهنگی غنی و اندیشمندانی برجسته، وقتی به امورِ جمعی و کشورداری میرسند، مشکلاتِ اخلاقی و منطقیِ سهمگین، دردناک و بیمارگونه داشته، تو سر و کله هم میزنند.



No comments:

Post a Comment