این مطلب در هفته نامه «ایران استار» ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۸ منتشر شد
تغییربزرگ
(۱) رشداسلامگرائی
شجاع الدین ضیاییان
بیش از۵۰ سال پیش، درسالهای ۱۹۶۳ تا ۱۹۶۷ میلادی، پس از پایان دبیرستان درتهران، دانشجوی دانشگاه آزاد
بروکسل شده بودم. «آزاد» نه به معنای دانشگاه آزاد اسلامی بلکه به معنای «آزاداندیشی» درمقابل
«جزم اندیشی» دینی. نمیدانم آیا این دانشگاه توانسته از فساد اخلاقی
دلارهای نفتی مفسدِ نظام وهابی آل سعود و جمهوری اسلامی خودمان مصون بماند یا نه، اما
دانشگاه آزاد بروکسل درقرن نوزدهم درمقابل و تقابل و کشمکش سیاسی با دانشگاه کاتولیک لوون که یکی ازبرجسته ترین مراکز آکادمیک قرون وسطائی بلژیک و
اروپا بود، بنا شد. روند لیبرالیسم یا آزادیگرایی عصر
جدید در مصاف جزم اندیشی دینی و تاریک اندیشی قرون وسطا.
درمدت سه سال و نیمی که دربروکسل بودم، حتا یک
دختر یا زن «محجبه» به یاد ندارم دیده بوده باشم، نه در دانشگاه، نه درشهر،
نه درآن کشور. همه تغییر درغیاب من صورت گرفت و پوشید! امروزه دختران و زنان با پوشش اسلامی همه جا به چشم میخوردند: در ایستگاه قطار، درخیابان، درمغازه، همه جا. پیروزی اسلامِ بنیادین به مدد دولارهای نفتی.
در «تراموی»
که ما به لسان
انگلیسی-کانادائی اصطلاح عجیب «ستریت
کار»(خودروی خیابانی) را به کار میگیریم، دختر
خانمی زیبا و ترگل ورگل با حجاب زیبا و ساده و محکم اسلامی، ظاهرا دانش آموز یا دانشجو، روبروی من نشسته بود. از او در مورد مقصدم و
اینکه چه ایستگاه پیاده شوم پرس و جو کردم. از وجناتش، خطوط چهره و رنگ و رو و قد و
قواره و طرز نشستن و نگاه و رفتار پیدا بود که از ژن شمال آفریکاست، الجزایر،
مراکش یا تونس، و به احتمال نزدیک به یقین زاده در بلژیک و بلژیکی تمام عیار و
فرزند خانواده ای فرهیخته، چرا که فزون بر
زبان روان فرانسوی بلژیکی و سر و وضعش، در پاسخ به پرسشهایم نیز نهایت متین و با وقار بود. لبخندی به زحمت محسوس و
پاسخهائی موجز و دقیق. به محله ای رسیدیم که برایم آشنا بود و با وانمود به قدری
ذوقزدگی اظهار داشتم که اینجا را میشناسم! نزدیک دانشگاه بروکسل است که پنجاه سال
پیش دانشجویش بودم! چند صندلی آنطرفتر، بانوئی ۵۰-۶۰ ساله قدری ولنگ و واز که از وجناتش معلوم بود هفت پشت بلژیکی است و
به ما توجه میکرد پا برهنه تو صحبت من دوید
و به شرح و بسط پرداخت و گلایه ای هم نمود که «اوضاع با گذشته خیلی فرق کرده.»
در بروکسل، مسلمانانِ تازه بلژیکیشده سر
افرازند و بسیاری بلژیکیان بومی سرشکسته و سرگشته که «چه کنیم؟».
آن دخترخانم
ناز و زیبا و دانشجو و محجوب، بهترین ویترین برای اسلام و بهترین آگهی تبلیغات اسلامی
بوده است.
همزمان، همکیشان اسلامی و حکومتگر آن دختر مسلمان
معصوم، در ایران دختران بیحجاب و کمحجاب یا بدحجاب را به زندان میندازند، بوکوحرام در آفریکا دختران و زنان را به اسارت میگیرد و نامسلمانان
را به رگبار گلوله، پشتونها و افغانها که به یاری
استعمار انگلیس شرق فلات ایران وخراسان بزرگ را به نام خود ثبت کرده اند، بر روی دختران
و زنان ایرانی اسید میپاشند و فرخندگان را به جرم کم احترامی به قرآن و اسلام
در زیر ضربات دسته جمعی مشت و لگد و چوب و آهن، وحشیتر از هر حیوان وحشی دیگر، به قصد
کشت میزنند و بدن نیمه جانشان را به آتش میکشند، وکانادای ترودو میفرماید و
دستور میدهد که نباید از اسلام هراسید، و مجاهدان
و طالبانِ اسلام در همان منطقه، به مدد انگلیس و آمریکا و کانادا و ناتو،
چه جنایتهایی که علیه نامسلمانان و بدمسلمانان، به ویژه دختران وزنان و پارسیزبانان،
انجام نمیدهند، ازپاکستان انگلیسساخته که نگو، و قاعدهی اسلام و داعش ایرانستیز و زنستیز و انسانستیز، باز با همدستی انگلیس و
آمریکا و کانادا و ناتو و حتا با سکوت همپیمانشان، ترکیه ی مسلمان، نامسلمانان
و بدمسلمانان و ایراندوستان و آزادیخواهان را زنده زنده سر از بدن جدا میکنند…
این تغییرات در همین ۴۰-۵۰ سال گذشته رخ داد.
این گردنکشیهای اسلامی در جهان
(و در غیاب ایران آزاد )، به واسطه دلارهای نفتی و ده-تابیست-و-سی-برابرشدن بهای
نفت و به واسطه ذخیره های عظیم نفتی و گازی کشورهای مسلماننشین واقع در خاورمیانهی انگلستان و شمال آفریکا، در آغاز سالهای هفتاد
میلادی مسیحی پدید آمد.
اگرنه، در سیزده سده ی گذشته،
پیش از آغاز عصر نفت و شعله ورشدن بهای نفت، کجا بودند این مسلمانان سرفراز اشغالگر
اروپا یا اسلامیهای گردنکش؟
این تغییر بزرگ در همین ۴۰
سال گذشته روی داد. نظام شاهنشاهی ایران فروریخت و در پی آن، منطقه
تا به امروز به آشوب و جنگ کشیده شد، امپراتوری شوروی از هم پاشید و نظام سوداگر
جهانی سلطه خویش را بر سراسر گیتی گستراند و به نیروی زر و زور و تزویر، به میمنت حاکمیت بر نظام مالی بین الملل،
برخورداری از نیرومندترین ارتشها و کنترل نظامی گیتی، و به کمک قدرتمندترین
امکانات رسانه ای جهان و هالیوود، و کنترل فرهنگ جهانی به عنوان صاحبان زبان بین
الملل، سلطه خویش را بر سراسر گیتی تحکیم
کرد: سوداگری و ثروت اندوزی فزاینده ی بی بند و بار، به بهای آلودگی و مسمومیت آب
و خاک و هوا، بدون عنایت به روند تخریب فزاینده محیط زیست کره زمین، محصول این
تغییر بزرگ بوده است.
ایران که بار دیگر تسلیمِ الله و دین رسولش شد، به راه پرخاشگری وخشونت و
نابردباری افتاد، و ببینید چه آشوب و فسادی درجهان پدید آمد. ایران، امروز، چون گذشته، محور نیک و بد جهان است.
***
ایران را آزاد سازیم تا بار دیگر دنیا از دروغ وحرص و آز آزاد شود.
کاری است دشوار اما آسانتر از آنچه میپنداری.
فقط عزمِ توام با مهربانی تو را میخواهد. همه شدنی است.
در بنبستِ کنونی نظام اسلامی ایران که امروز
برعموم عیان شده است،
رهبران و مسئولانِ کنونی ایرانِ اسلامیشده، که برادران و خواهران تو اند
و مثل تو گناهکارند، امروز به واسطه آنچه بر سر ایران آمده طلب بخشش کرده اند و میکنند
و، برخلاف آنچه میپنداری، فقط عزم توام بامهربانی تو را برای همکاری در تغییر
بزرگ
پسین نیاز دارند. تغییر از خشونت و جنگ و
پرخاشگری به مهربانی و صلح و آرامش.
تو هم که به واسطه نادانی و تساهل و ترس و صرفاً
به منافع خود اندیشیدن شریک جرم هستی طلب بخشش کٌن!
آیا تو برای همبستگی در برپایی مسالمتآمیزِ یک
نظامِ عرفی که در آن حقوق همه شهروندان برابر باشد، زن و مرد، مسلمان و غیرمسلمان،
آماده ای؟ برای همبستگی جهت حفاظت و صیانت و نگهبانی از چنین نظامی آزاد و برای
احترام به آن آماده ای؟
اگر هستی، پس
به من اعلام و اوپَن بدار، و بر همگان اعلان کٌن !
دست به دست من ده ! من آماده ام.
اگر دست به دست هم دهیم،
مهربانی و پندار و گفتار و کردار نیک
را دوباره در میهنمان زنده کنیم و پاس داریم، و سپس در جهان بگسترانیم،
تا دنیا از دروغ و خرافات و حرص و آز و سوداگری و قدرتپرستی
و تخریب زیستگاه و زیستبوممان، آزاد شود.
آزادیِ ایران، پیشدرآمد و آغاز راه و هدفی باشد
عظیم،
برای نجات انسانیت و بشریت از مسیرکنونیِ خودویرانگری و
نابودی.
بروکسل، آدینه دهم اوت (آگوست)، چندم مردادماه، ادیتشده در سپتامبر،
شهریور، سال۷۳ پساهیروشیما.
(همه حقوق و مسئولیتها متعلق و متوجه نویسنده
است)
No comments:
Post a Comment