آیا هوادارِ یک نظام سیاسی عًرفی (سکولار) بودن و تقاضای دلسوزانه، محترمانه، و صمیمانه جهت برگزاری رفراندًم برای تغییر قانون اساسیِ کشور زندان دارد؟ نمیدانم، چون در ایران نیستم. اما تجربه ای که از بودنم در ایران دارم اینست که، بر خلافِ شایعات، میان اظهارِ صمیمانه ی عقیده از یکسو و «زیرآب» زدن از سوی دیگر، تفاوت است و اظهار صمیمانه و مهربانانه و محترمانه ی عقیده در ایران زندان ندارد بلکه احترام بر انگیز هم هست
تصورِ اکثر ایرانیان یا ادعای برخی تلاشگران سیاسیِ مخالفِ دولت و حکومت و مخالفِ حاکمانِ جمهوری اسلامی و پیش از آن مخالفانِ شاه و رژیم شاهنشاهی مبنی بر وجودِ اختناقِ شدید حکومتی در ایران درست نیست و مبالغه آمیز است یا دستکم در موردِ من صدق نمیکند. توضیح اینکه چه قبل از دگرگونی اسلامی و ایجادِ جمهوری اسلامی، چه پس از آن تا مدت ۹ سال که در ایران بودم، شاهد چنین اختناقی نبودم که به سبب عقیده سیاسی خود به زندان محکوم شده بوده باشم
پس از «انقلاب »، در «صدا و سیمای جمهوری اسلامی» (ادامه ی «سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران») کار میکردم، مسئولیتی هم داشتم، همه هم با عقایدم که نظام جمهوری اسلامی را به هیجوجه نمیپسندیدم، محمدرضا شاه را هم بسیار بیش از روح الله خمینی دوست میداشتم، عقایدی که تغییر هم نکرده، آشنا بودند زیرا هیچوقت عقایدم را پنهان نکردم و نمیکنم. زندانی نشدم که هیچ، مورد احترامِ مدیران و همکاران اسلامیم هم بودم و به گمانم که هنوز هم باشم. شاید شانس آوردم، ولی به احتمال قوی به سبب صمیمیتم بود و اینکه به رغم مخالف بودن، هرگز بی احترامی نکردم و قانون را هم که مخالفش بودم و مایل به تغییرش بودم زیر پا نگذاشتم، زیرا اکثریت ملت به آن رای داده بود
زمان شاه هم ایرانیان میترسیدند آزادانه صحبت کنند. من نمیترسیدم و آزادانه سخن میگفتم و آزادانه مینوشتم. حتا در بین قوم و خویشان بعضیها میترسیدند به جای «اعلیحضرت» بگویند َ«شاه». میترسیدند ساواک شما را بگیرد و شکنجه دهد و سر به نیست کند. بعدها دانستم که خویشان و دوستان یا همکاران، مرا به صرفِ گفتنِ «شاه» یا حتا «شاهنشاه» به جای «اعلیحضرت»، یا به صرف مخالفت با اجرای سرود شاهنشاهی در سینما یا احمقانه دانستنِ شروع برنامه های خبر تلویزیون با خبرهای آبکی مربوط به «اعلیحضرت»، اتقلابی و مخالفِ رژیم و یاغی تلقی میکردند. پس این مردم بودند که افراطی فکر میکردند و نه «ساواک» و آنچه در باره دیوصفتی ساواک گفته میشد شاید حقیقت نداشت. دستکم در مورد من که پرونده قابل ملاحظه ای هم در ساواک داشتم حقیقت نداشت
البته در هر دو رژیم، اگر قرار بود با گروهی دست به اسلحه ببریم و دست به ترور بزنیم یا بخواهیم دولت را «سرنگون» بکنیم یا با انگلیس و آمریکا یا فلان دولت عرب یا با مرحوم روسیه شوروی زد و بند کنیم، یا به هر نحوی امنیت کشور را به خطراندازیم، جای ما به حق در زندان بود و هست.
یکی از نمونه های بارز اشتباه مردم همین قضیه انتخابات ۸۸ و عواقب دردناک آن است که به عنوان وجود اختناق وحشیانه ی رژیم و «دیکتاتوری خامنه ای» مطرح میشود در حالی که مسئولان حکومتی آن را «فتنه» مینامند. مسئله ی حصرِ خانگی میر حسین موسوی نیز به عنوان نشانه ی این «دیکتاتوری» مطرح میشود. حقیقت این است که «حصر خانگی» میر حسین موسوی نه تنها نشانه ی دیکتاتوری نیست که نشان از عطوفت دولت اسلامی دارد، که به هر حال در دولتِ خامنه ای - احمدینژاد بر خلاف دولتِ خمینی - موسوی، با مهربانیِ ایرانیت توام است. چرا؟ زیرا برای کسی که علیه دولت قیام کرده، مردم را به شورش علیه حکومت دعوت و تحریک کرده، باعث کشتار بیگناهان شده، دولت ایران را در صحنه بین الملل به شدت تضعیف کرده، صرفاً برای اینکه خود به ریاست جمهوری انتخاب بشود، حصر خانگی کمترین تنبیهِ ممکن است
در یک دادگاه صالح که تحت تاثیر احساسات عوام نباشد، حکمِ چنین فردِ شورشی علیه دولت شاید و به احتمال زیاد میبایستی اعدام بوده باشد. همانطور که حکم روح الله خمینی پس از شورش ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و کشته شدن شمار بسیاری از مردم و به خطر افتادن امنیت کشور میبایستی اعدام بوده باشد؛ که اگر خمینی اعدام شده بود امروز احتمالا جمهوری اسلامی نداشتیم، صدام حسین به ایران حمله نمیکرد و بیش از یک میلیون کشته و معلول نمیداشتیم و وضع ایران به کلی طور دیگر میبود، در جهت بسیار بهتر. اما به سبب عطوفت شاه و رئیس ساواکِ وقت و یا شاید هم نمیدانم به سبب ترسِ آنان از اسلام و کشتن یک آیت الله، خمینی صرفاً از ایران به ترکیه تبعید شد
شما یک نفر را نام ببرید که صمیمانه (به خاطر ایران نه به خاطر جاه طلبیهای شخصی و کسب قدرت یا محبوبیت) خواستار «تغییر رژیم» شده بوده باشد، با بیگانکان (انگلیس و آمریکا یا صدام حسین و یا ...) هم زد و بند نداشته بوده باشد و صرفاً به واسطه عقیده به تغییر رژیم اسلامی به یک نظامِ عًرفی (سکولار) زندانی شده بوده باشد. شاید پیدا نکنید
گرچه واقعیت اینست که حکومت اسلامی یک حکومت ملوک الطوایفی است وبسیاری از مسئولان خودسر عمل میکنند (ظاهراً قضیه فاجعه آمیزِ کهریزک، اگر واقعیت داشته باشد، نمونه ای از این خود سریها بود) و همه از دولت مرکزی پیروی و اطاعت نمیکنند. یکی از علل لزوم تغییر رژیم از جمهوری اسلامی به یک نظامِ عرفی هم همین است
این را هم شاید باید گفت که سالهای اوایلِ «انقلاب» که ایران در مرحله «ترانزیسیون» و گذر انقلابی بود و اوضاع هردمبیل بود نیز استثناست. در آن زمان، حکومتِ ترورِ انقلابِ اسلامی حاکم بود، و دار و دسته «رجوی» و سازمان مجاهدین خلق یا توده ایها یا «سازمان فدایان خلق» که همه شان در شکلگیری «انقلاب اسلامی» و «سرنگونیِ» خشونت آمیزِ نظام مشروطه شاهنشاهی سهم داشتند شاید کمتر از حاکمان جدید و حزب اللهی های خمینی گرا و کمتر از «کمیته» های خود جوشِ «انقلاب»، موجب یا عاملِ ترور، وحشت آفرینی، اختناق و کشتار مردم نبودند
خلاصه اینکه اگر باورتان اینست و خواستار برابری حقوق همه شهروندان، زن و مرد، مسلمان و غیرمسلمان هستید (نظام عرفی) و فکر میکنید برای ایران بهتر است، این عقیده را با متانت و وقتشناسی (نه زمانی که یک دولت بیگانه قصد حمله نظامی به ایران را دارد) و با محترم داشتنِِ مسؤلان حکومتی و صمیمانه خودی دانستن ایشان مطرح کنید، آنگاه کسی هم شما را به زندان نمی اندازد. مگر خیلی بدشانسی بیاودید و تصادفاً گیر یک آدم بسیار نفهم و خود سر بیفتید. فراموش نکنید که نظام اسلامی به رغم ظاهرِ «مدرنِ» آن که نامِ «جمهوری» را یدک میکشد، در باطن و در محتوا یک نظامِ
اسلامی و بدوی است ( بنیانگزارِ آن، امام خمینی، نظام «صدر اسلام» را الگو گرفته بود)، و بر پایه قوانین و قواعدِ شریعت اسلام بنا شده که کهنه بوده چنانکه مشاهده شد، تفسیرهای متفاوتی از آن میشود، از جمله در مورد نحوه بر خورد با دوشیزگان زندانی در دوران حکومت خمینی (رهبر)، میر حسین موسوی (نخست وزیر و مسذول اجرائی کشور) و خاتمی، وزیر ارشاد اسلامی
خلاصه اینکه اگر باورتان اینست و خواستار برابری حقوق همه شهروندان، زن و مرد، مسلمان و غیرمسلمان هستید (نظام عرفی) و فکر میکنید برای ایران بهتر است، این عقیده را با متانت و وقتشناسی (نه زمانی که یک دولت بیگانه قصد حمله نظامی به ایران را دارد) و با محترم داشتنِِ مسؤلان حکومتی و صمیمانه خودی دانستن ایشان مطرح کنید، آنگاه کسی هم شما را به زندان نمی اندازد. مگر خیلی بدشانسی بیاودید و تصادفاً گیر یک آدم بسیار نفهم و خود سر بیفتید. فراموش نکنید که نظام اسلامی به رغم ظاهرِ «مدرنِ» آن که نامِ «جمهوری» را یدک میکشد، در باطن و در محتوا یک نظامِ
اسلامی و بدوی است ( بنیانگزارِ آن، امام خمینی، نظام «صدر اسلام» را الگو گرفته بود)، و بر پایه قوانین و قواعدِ شریعت اسلام بنا شده که کهنه بوده چنانکه مشاهده شد، تفسیرهای متفاوتی از آن میشود، از جمله در مورد نحوه بر خورد با دوشیزگان زندانی در دوران حکومت خمینی (رهبر)، میر حسین موسوی (نخست وزیر و مسذول اجرائی کشور) و خاتمی، وزیر ارشاد اسلامی
مطالب به رنگ بنفش در ویراستاری به تاریخِ ۱۱ نوامبر در تورنتو اضافه شد
No comments:
Post a Comment